
برای امیر حسنبرای تو می نویسمبرای تو که چون فرزند خودم عزیز و بهترینیچند ماهی است که میزبان مهمان ناخوانده ای شده ای که هم کلیه های تو را درگیر کرده و هم روح و روان اطرافیانت بالخصوص پدر و مادرت راعزیزکم امرور در آستانه ی 5 سالگی هستی و قرار است جنش تولد کوچکی برایت گرفته شود و من مانده ام مات و مبهوت که چکار باید کنم و چه بگویم (فقط نوشتم که بدانی که ذهن و اندیشه من و خانواده ام درگیر سلامتی تو عزیز دل هست)تو خیلی عزیز هستی برای همه،بیش از تصورات من ، حتی تغییر چهره ناشی از شیمی درمانی ات تو را عزیزتر و دوست داشتنی تر از قبل کرده عزیز دل دایی خیلی خوب می دانم که با یاری خدواند منان تو روز به روز قوی تر از روز قبل خواهی شد و به زودی زود برای همیشه آن مهمان ناخوانده ی منحوس لعنتی (تومور ویل...
ادامه مطلب