شب قدر را بایستی قدر بدانیم تا در شب بی قدرتیمان ،قدرمان بدانند و ناجی و یار و یاورمان باشند ولی براستی آیا فقط در طول سال فقط چند شب قدر وجود دارد ؟! آیا نمیشود در شب های دیگر به تفکر و عبادت پرداخت و از ثانیه ثانیه اش بهره برد و برای خود شب قدری ساخت و حض وافر برد و از خواب جهالت و از خواب خوش توهم خوب بودن و بی گناهی بیدار شد؟! ولی به گمانم هرگاه توانستی در طول یک روز و یا یک شب در کمال و اوج انسانیت گامی برداری بدون اینکه دلی را بشکنی و حقی را پایمال کنی و همگی را از روی سر و سرّ عشق و مهربانی انجام دهی بدون اینکه کوچکترین منتی بر سر کسی بگذاری بدان و مطمئن باش که حکم شب قدر دارد مهم نیست در چه حالی باشی مست مدهوش از می ناب هوشیاری ؛یا در توهم شرابی در چرت عصر گاهی چرا آنان که به معنی کلمه آدم هستند و سر لوحه ی زندگیشان رفتار انسانی و حفظ و رعایت کرامت انسانی آنها حقوق هر موجودی را پاس میدارند آنها در واقع انسان به معنی کلمه هستند که در کل ایام عمرشان لحظه های ناب خوب بودن را با عشق و مهربانی قدر میدانند و در رفتار با سایرین بدون نگاه کردن به دین و آیین شان عمل میکنند آری آنان عارفانی هستند که شب قدر را درک کرده اند و بیدار شده اند و بیدار مانده اند آری بیدار ماندن در یک شب یا چند شب دردی از ما دوا نمیکند مگر اینکه از خواب بیدار شویم و بیدار بمانیم ؛انسانم آرزوست
امیدوارم
برچسب:
نویسنده: نگار رستمیان