خرید بک لینک

پاییز فصل دگردیسی از التهاب گرمای تابستان و مبتلا شدن به درد عشق ، فصل تخیل و غرق شدن در رویاها ،فصل به خود آمدن و عاشق شدن فصل شروع،فصل آغاز کشت ،فصلی است برای شکستن توبه های پوچ بیهوده از بی مهری و بی وفایی روزگار است آری فصلی است بی قرار و ملتهب از حوادث روزگار ،حال باید مراقب بود که کجا و در کدامین زمین قصد کشت کردن داریم ، نکند شورزار اطراف شهر را با زمین های بایر اطراف آبادی اشتباه بگیریم ؛نکند سرابی دیگر باشد و آغازی برای زودتر تمام شدنمان

ولی این فصل آغاز فصلی جدید شد در زندگی من چرا و چگونه اش را نمی دانم همین را خوب میدانم که اندیشه و خیالت همزمان به دلم و ذهن و روح و روانم چنگ میزند و کل وجودم نام زیبایت را فریاد میکند

نمیدانم چگونه و چطور عهد خود را شکستم و به تو دل بستم چگونه که حتی در رویا و خیال هایم هم جز لاینفک زندگی من شدی نمیدانم چطور مغزم تاج وتخت حکفرمایش را دو دستی تقدیم دلم کرده و تسلیم خواسته های او شد چنین بود که من ............. و حال گرفتار و دلسپرده و سرسپرده و بی قرار تو هستم و خواهم ماند

برچسب: نویسنده: نگار رستمیان تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 5:18

صفحه بندی