وای از مردمی که کل سال در بیخبری و بی خیالی به سر میبرند و میخواهند در یک روز بجای تمام روز های سال را با جشن مختصری و یا ..به پایان برسند و اگر این باشد عشق و عاشقی شرم بر چنین راه و روشی من هر روز و هر ساعت را زمان عشق میدانم چون بدون عشق زندگی را غیر ممکن و بیهوده میدانم باید در همه احوال در پی عشق و معشوق بود و عاشقی کرد و در هر لحظه یا با او یا با خیالش بسر برد.
هر کس در این روز چیزی هدیه میدهد و میگیرد ولی من سالهاست که چیزی که ارزش و لیاقت معشوقم را داشته باشد نیافته ام که تقدیمش کنم ، جز قلبی مالال از عشق که ، تقدیم او کرده ام ، وفایی که تا آخر عمر به آن پایبند خواهم بود باشد که مقبول درگاهش بیافتد.
برچسب:
نویسنده: نگار رستمیان