طنز پردازان مزاح میکنند و فلاسفه فلسفی سخن میگویند و عاشقان همه چیز را از دید معشوق مینگرند. ولی همگی چون به مقام شامخ و ارزنده ای به نام مادر میرسند بدون هیچ شک و تردیدی سر تعظیم و ارادت فرود می آورند.
ای اسطوره عشق و محبت و مهربانی، و ای زینت دهنده ی کره خاکی ، و ای میزان و معیار ایثار و فدکاری و ای الهه ی تمام خوبی ها تو را میستایم و میخوانم ؛ قلمم چون به نام زیبا و واژه مقدس مادر میرسد قاصر میشود از کوچکترین لغزش بر صفحه کاغذ چرا که در مقابل عظمت و بزرگی مقام شامخ و ارزشمند مادر چیزی برازنده تر و بهتر از، بردگی و فروتنی و ستایش در درگاه زیبایش را نداریم.
آری دیر یا زود همه به این باور خواهیم رسید که تمام هست و نیست و فلسفه ی وجود مان را مدیون ، هنر و شاهکار خلقت هستیم، و او کسی نیست، جزء الهه ی مهر و محبت، به نام « زن »که گاه در واژه ای مقدس ، به نام مادر و گاه در واژه ای دلنشین به نام همسر و...... تجلی پیدا میکند و چراغ راهت میشوند ، آنقدر مقدس که حضرت دوست در کلامش به نیکی و احسان و اطاعت به این فرشته زمینی مکرر سفارش نموده است.
با خود می اندیشم که چگونه سر تعظیم بر آستان پر مهر تو که همه ی هست و نیست من از وجود تو نشأت گرفته و میگیرد فرود آورم و چگونه تو را دوست بدارم و ستایش کنم که برازنده و لایق مقام ارزشمند تو باشد.و احسان و مهر و محبت بی بدلیل تو را با دوست داشتن خالصانه ام جبران کنم .
برچسب:
نویسنده: نگار رستمیان